تبليغاتX
نیلوفرانه بودن سخته
بیا تا برایت بگویم تنهایی من تا چه اندازه بزرگ است !
 پنج شنبه سوم دی ماه هزار و سیصد و هشتاد وهشت هجری شمسی .

اومدم اینجا با تک تک شماها .. شاید بهترین دوست های زندگیم .. اما .. اما .. وقتی میام یه سری خاطراتی که بذارین رو حساب یه بچگی کوچیک ( ! ) اعصاب منو خرد میکنه .. نمیدونم .. چیز های زیادی رو نمیدونم .. نمیخوام هم بدونم .. دلیل بچگی هامو نمیدونم .. اینکه این زخم چرا همیشه داغه رو نمیدونم ..

اینجا جایی بود که همه صدامو شنیدن ! حتی کسایی که کر بودن واین یعنی همه چیز ..

دیدین هیچوقت آدم نمیشم ٬ بازم ناهارو شامم شده هموون پیتزا فروشی محل ٬ شبا بازم انریکه گوش میدم ٬ هیچ وقت کسی نمیفهمه مثل آدم احساسم نسبت به اون چیه ٬دیوونه بازی ام زیاد در میارم ٬  هیچوقت این غرور مسخره مو نمیشکنم و  هزار تا نقطه .. که شاید این دفتر جهانی اونقدر خستم کرده که حتی نوشتن هم سخت شده ..

از نیلوفر۱ / نیلوفر۲ / محمود / منحوس / هیاهو / حسین / سعید / علی / سجاد / دختر کوچولو /محسن / برگ پاییزی و نا بخشوده تشکر کنم ! واسه اینکه شاید برای من یکی یه ذره بیشتر از دوست بودین .. دوستی که هیچوقت فراموش نمیشه ..

کلاغ ها گم شده  اند ! باور کنید .. اینم یه وصیت نامه ی ترمیمی ..

 

+ از اون پدربزگم که کارخونه داره و یه زمانی لات محل تا این یکی پدر بزرگم که تیمساره و مقرراتی همه تو خونوادمون مغرورن .. پس بدوونین من چرا اینقدر از دماغ فیل افتادم ! واستین یه لحظه .. اشتباه نشه مغرور با خودخواه فرق میکنه ..

+ نمک توی نمکدون شور شده .. ((:

+ شاید دیگه نیام ! اصلا !

+ من شدم گوژ پشت نتردام ! از بس این زندگی لعنتی عوضی شده .. مامان ! چی میشد  منم هم بابا داشتم ؟.. یه بابایی که واسه خودمه ..

+ دوستتون دارم ..

نیلوفر با نام و شاید بی نشان

 

" خیلی ساده خداحافظ .. "

 

+ تاريخ ساعت نويسنده ن ی ل و ف ر |

انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ..

 

+ .. تسلیت ..

+ تاريخ ساعت نويسنده ن ی ل و ف ر |

ـــــــــــــــــــــــ-------------------ـــــــــــــــــــ !

 

+

یه ذره سرفه .. آهان .. ! واستین .. میدونین چی شده ؟! دلم تنگ شده برای خان داییم !

 

++

محرمه .. یه ذره دعا ..

+ تاريخ ساعت نويسنده ن ی ل و ف ر |